شبی که ماه کامل شد - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:24
بالاخره طلسم شکسته شد و فیلم شبی که ماه کامل شد رو دیدم ..اینکه وسط این همه موضوعات عشق و خیانت و این مزخرفات نرگس آبیار به همچین موضوعی پرداخته واقعا جای قدردانی داره ازش .. البته من چون کامل میدونست
اربعین - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:24
در اولین روز سفر ساعتها نزدیک نزدیک مرز خسروی تو گرما معطل شدیم و دست آخر گفتن مرز بستست ..آمدیم مبهمان سرپل ذهابیها شدیم جایی که هنوز خیلی از مردمانش تو کانکس و چادر زندگی میکنن اما با عشق در موکبشون از مسافرا پذیرایی کردن ..نمیدونم قسمت چی میشه امسال طلبیده میشیم یا نه اما خب ما تلاشمونو کردیم
... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:24
هدفون و گذاشتم تو گوشم و پلی کردم یکی شروع کرد اینا رو گفتن....xa0دلم.. یک اتفاق تازه می خواهد..!!xa0 نه مثل عشق و دل دادن..؛ نه در دام غم افتادن..؛دگر اینها گذشت از ما..!xa0 شبیه شوق یک کودک.. که کفش نو به پا دارد و گویی کل دنیا را .. در آن لحظه به زیر کفشها دارد، دلم یک شور بی اندازه می خواهد!نه ب...
نذری با رقص! - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:04
هر سال ده دیگ ندری حلیم میدن برای تولد امام حسین .. آدمهای بسیار خوبی هستن اما امسال بعد از خواندن دعا و نوحه و این چیزا یهو از دی جی رونمایی کردن و پای دیگ نذریxa0کلی زدن و رقصیدن !نمیدونم برای من عجیب بود شنیدن این ماجرا یا کلا عجیب بوده! اما چیزی که میدونم اینه کهxa0انگار خیلی چیزها رو قاطی کردیم...
این همه گره در من! - تاریخ: 1397/11/21 ساعت: 3:26
درست ده دوازده روز پیش وسط آشفته بازار ذهنی و زندگی امام عشق طلبیدمون .. اذان ظهر نزدیک بود .. با اینکه تو آفتاب نشسته بودم اما داشتم یخ می کردم .. نگاهم خیره به گنبد طلایی رنگش بود و ناراحت از اینکه
به پایان آمد این دوستی - تاریخ: 1397/11/21 ساعت: 3:26
بالاخره دل و زدم به دریا و یکی دیگه از قورباغه هامو قورت دادم! بالاخره بهش گفتم مایل به ادامه دوستیمون نیستم .. گفتم مدتهاست به شفافیت این رفاقت شک کردم .. مدتهاست حس های بدمو نسبت بهش تو دلم مخفی کرد
بی اعتمادی زنان - تاریخ: 1397/11/21 ساعت: 3:26
خانمی جوان با دختر جوانش چند ساله مستاجر یکی از همسایه ها هستن. هفته پیش همسرش یهویی فوت کرد و این هفته خانم صاحب خونه عذرشون رو خواست!! چیزی که کاملا قابل انتظار بود! سوالی که برام همیشه بی جواب مونده اینه که چرا ما خانوما به همسرامون اعتماد نداریم و نمیتونیم یه زن تنها رو به عنوان مستاجر حتی قبول ...
حال عجیبی دارم این روزا ، ابری شدم نزدیک بارونم .. - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 19:27
روزی که رفتم با کارگردان صحبت کردم که دیگه نمیام و خداحافظی کردم روز عجیبی بود .. چند تا از دوستان صمیمیم بغض کردن .. بعدش کلی پیام برام گذاشتن .. به خصوص رفیق جان .. پیام هایی پر از عشق .. پر از حسرت .. پر از دلتنگی .. از اینکه دیگه مثل قبل نمیتونیم پیش هم باشیم .. از این دوری .. برام عجیب بود .. ح...
دلتنگ.. دلگیر.. خسته.. - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 19:27
[unable to retrieve full-text content]خوب نیستم این روزها.. پر از بغضم.. یاران این روزا راهی کربلان و من جامونده میرم بدرقه.. هی بغض روی بغض.. و از طرفی هم... فقط میتونم بگم لعنت به تو... همین.. چقدر دلگیرم این روزها از......
هاردی که پرید ... - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 19:27
یه عالم غر کاری داشتم و دارم .. هنوز خستگی نمایشگاه مطبوعات از تنم در نرفته بود که یهویی سیستم دفتر ویروسی شد و مهندس ابلهمون به جای تعمیر زد هارد و پاک کرد .. و چقدر گفتن این جمله به رئیس که هارد دفتر پریده بدون هیچ بکاپی سخت بود .. این قدر حالم گرفتست که اصلا انگیزه ای واسه ادامه کار ندارم .. تمام...
حال عجیبی دارم این روزا... - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 19:27
نمیدونم چرا هرچی زمان میگذره نه من یادم میره هارد خراب شده نه رییس.. هر دو مون از دست من عصبانی و ناراحتیم.. اصلا دچار بی انگیزگی بدی شدم.. تو این هاگیر واگیر اسباب کشی محل کار به یه جای دورتر و بدمسیرتر به بی حوصلگیم اضافه کرده.. دفتر کوچیک و خفست.. راحتی و امکانات جای قبلی رو نداریم.. مسیرشم که اش...
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی.. - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 20:26
ما ساده گرفتیم آمدنت را .. همین ما .. ما به ظاهر شیعیان! ساده گرفتیم انتظار آمدنت را .. تو نرفتی که برگردی ..xa0 این ماییم که باید برگردیم .. + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۶/۱۰ساعت توسط |
یا حسین یا حسین، من کجا لیاقت اقامه عزای تو؟ - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 20:26
حجت بن الحسناز نجف تا کربلا رو، لابلای موکبا روجستجو میکنمبلکه بین زائرا، ببینمت توو کربلاآرزو میکنمحجت بن الحسنپرچم تو مژدهی قیام پابرهنه هاستآرزوی قلبی تمام پابرهنه هاستخون شد از انتظار، این دل بیقرار این دل بیقرارحجت بن الحسن (العجل عزیز فاطمه)
هیس، دخترها فریاد نمی زنند! - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 20:26
خانم جوانی که از همسرش جدا شده و یک فرزند داره .. خانم جوان مذهبی و بسیار آروم و محجبست .. برای کاری پیش یک حیوان میره .. و اون حیوان به طرز وحشیانه ای به خودش اجازه میده ....xa0 خانم جوان هیچ دفاعی نمیتونه از خودش بکنه .. از شدت شوک ده روز بیمارستان ا
قدم قدم با یه علم، ایشالا اربعین میام سمت حرم؟ - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 20:26
بابا من دارم می رم کوله بخرم و بعدش ثبت نام کنم برای اربعین .. مثل پارسال .. برم دیگه؟ + برو، ولی اینو بدون من آرامش ندارم تا وقتی برگردی! من پارسالم راضی نبودم .. تمام اون 10 شبی که نبودی تا صبح خوابم نبرد از استرس و فکر و خیال ..xa0 بابا یعنی نرم؟ +
حال عجیبی دارم این روزا ، ابری شدم نزدیک بارونم .. - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 20:26
روزی که رفتم با کارگردان صحبت کردم که دیگه نمیام و خداحافظی کردم روز عجیبی بود .. چند تا از دوستان صمیمیم بغض کردن .. بعدش کلی پیام برام گذاشتن .. به خصوص رفیق جان .. پیام هایی پر از عشق .. پر از حسرت .. پر از دلتنگی .. از اینکه دیگه مثل قبل نمیتونیم
دوران عاشقی - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 20:26
فیلم دوران عاشقی رو دیدم ، جدای اینکه به نظرم خیلی فیلم بی خود و مسخره و بی سر و ته و غمگینی بود!!! واقعا آقایون متاهلی که خودشون و مجرد جلوه میدن خیلی چندش آورن .. چرا واقعا بعضی از آقایون متاهل همیشه سعی در مخفی کردن تاهل و همسرشون دارن؟ چرا؟ مثلا
کربلا - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 20:26
خیلی اتفاقی بچه ها با یه خانم افغانی که اومده بود وبزا بگیره واسه عراق مصاحبه کردن.. اینقدر با دل پر و رنجیده حرف زد.. گلایه کرد از همه که نمیزارن نذرش ادا شه تا بتونه بره با امام حسین درد دل کنه.. هممون وقتی گزارش و دیدیم بغض کردیم و اشک ریختیم، ریی