خرید بک لینک

نمیدونم چند روز گذشته از این وضعیت خسته کننده.. من اولاش واقعا عادی بودم اما هرچی جلوتر اومدیم استرس و نگرانیم بیشتر شد نه به خاطر خودم که آسم دارم بلکه به خاطر خانوادم و بیشتر مامان بابا که جزء گروه پرخطر محسوب میشن ..

از ته دلم لعنت میکنم کسایی رو که از قصد و عمد اگر میدونستن این ویروس اومده و به مردم نگفتن .. اگر میدونستن و باز کاری نکردن .. اگر میدونستن و باز قم رو همون اول قرنطینه نکردن .. اگر میدونستن و ..

خدا خودش شر این ویروس لعنتی رو از کشورمون و از دنیا برداره .. هر روز می ترسم برم و خانوادم رو در آغوش بگیرم از ترس اینکه نکنه من ناقل باشم و هر روز می ترسم از اینکه نکنه از دستشون بدم بدون اینکه تونسته باشم در آغوش بگیرمشون ..

این چه بلایی بود که اومد و اینطور همه رو درگیر کرد ..

بهار داره میاد .. با همه قشنگیش و راحت میشیم از این زمستون کوفتی اما چقدر حیف که استرس این روزها حالمون رو خراب کرده ..

من که دیگه قشنگ حالم بد میشه از هرچی وایتکس و ضدعفونی کننده هست ..

به قول یه بنده خدایی بریزیم بیرون خودمون و بمالیم به هم بگیریم تموم شه بره!والا!

عصبانی هم خودتونید

برچسب: نویسنده: کیان زارعی‌پور تاريخ: جمعه 22 فروردين 1399 ساعت: 21:56

صفحه بندی